وبلاگ صابر نجارقابل

اینجا فقط چیزهایی مینویسم که ربطی به چیزهای دیگه نداره.

وبلاگ صابر نجارقابل

اینجا فقط چیزهایی مینویسم که ربطی به چیزهای دیگه نداره.

سلام خوش آمدید

سهمِ چشم و سهمِ دست

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، ۰۲:۰۷ ب.ظ

سهمِ چشم، دیدن و سهمِ دست گرفتنه!

اون زمان که رم، ایرانو شکست داد، احتمالا درد کمتری کشیدیم تا الان که از حکومت داخلی میکشیم! ضربه ای که خودی بهت بزنه همیشه دردش بیشتره، چون نمیدونی به کی پناه ببری! (مطمئن نیستم بشه اینها رو خودی نامید). 

اما مقصودم از جمله اول اینه:

بالاخره داره چیزی اتفاق میوفته، یک جریان تازه 

خیلی ها از اینکه به دوران سلطنتی برگردیم ناراحتن، اما تلاشی هم نمیکنن تا نظام فکری مورد علاقشون جایگزین بشه!

اگه چیزی میخواین براش هزینه کنید، تامین مالیشو انجام بدین، اما نمیکنید، دو دلیل داره یا مطمئنید که سرمایه‌گذاریتون از بین میره، یا دنبال دستاورد بدون هزینه هستید!

از اخبار و شواهد اینجور پیداست که طرفداران سلطنت از حمایت های مالی و سیاسی برخوردارن، همونطور که انقلاب ۵۷ از اون برخوردار بود. من هم فکر نمیکنم نظام سلطنتی (حتی مشروطه) اون جایگزین مدرنی باشه که ایران بهش نیاز داره، از طرفی تمرین های دموکراسی هم در ایران چندان موفق نبودن (حتی مصدق هم داشت دیکتاتوری خودشو پایه گذاری میکرد)!

اما طرفداران این جریان دارن بیشترین تلاش رو میکنن. به نظرم اگه بدستش بیارن حقشون بوده. چون مشیت قدرت های خارجی هم ظاهرا همینه!

بعضی از دوستان نوشتن ایرانی ها شایسته ترین ملت برای آزادی هستن ولی از اون برخوردار نیستن؛ اما اینطور نیست،

اگرچه همه انسان ها به ذات شایسته آزادی هستند، اما به معنی این نیست که صلاحیت بدست آوردنشم دارن.

 مردم ایران هنوز همون جوش و خروش و خشم و احساسات انقلاب ۵۷ رو با خودشون دارن و توی مباحث، اندیشه ها و گفتمان ها کمتر نشانه ای از بلوغ جمعی دیده میشه، این مسئله شایستگی دستیابی به آزادی حقیقی رو ازشون میگیره!

وقتی سرعت زمان رو تند کنی، دوران تاریخی پشت هم میان و میرن، حاکمای خوب و بد بدنبال هم مثل دونه های تسبیح میوفتن، اما حق اون آدما این نبود که کشته بشن، اونها باید زندگی میکردن رنگ شادی رو میدیدن! این درد از ما دور نمیشه. 

پ.ن. عکس ساحل بندرعباس و خلیج فارسه، جایی که به عنوان نماد شهر، ماکت قایق جنگی با دو تا آر‌.پی.جی زن و کلاش به دست رو به دریا (رو به دنیای بیرون) گذاشتن! نمادی که اندیشه های پشتش، ناو آبراهام لینکلن رو به اینجا کشوند.

کسی که این ماکت رو سفارش داده فکر میکنه دنیا رو میشه مثل هیئت امنای مسجد محله اداره کرد! دو تا سیم بکشیم یه چراغ روشن کنیم و یه کتری چایی بذاریم برای بچه ها، خلیج رو مدیریت میکنن!

  • صابر نجارقابل

نظرات (۱)

  • مرد صحراگرد
  • «ماکت قایق جنگی با دو تا آر‌.پی.جی زن و کلاش به دست رو به دریا (رو به دنیای بیرون) گذاشتن! نمادی که اندیشه های پشتش، ناو آبراهام لینکلن رو به اینجا کشوند.»

     

    تاریخ را براساس واقعیت‌ها باید تحلیل کرد، نه براساس ذهنیت‌ها. آمریکا را ما به اینجا کشاندیم؟ ما به جای خود، کوبا و ونزوئلا چه کرده بودند؟ 

    این خودزنی چه معضلی است که گریبان بخشی از جوامع ما را گرفته؟

    به‌جای متهم کردن ایران، بگویید ما به چه جرمی تحریم هستیم؟ و چرا کسی که قبلا حدود 300,000 نفر را در ژاپن با سلاح هسته‌ای خاکستر کرده باید ما را تحریم کند؟

    تاریخ سیاسی آمریکا و اروپا را مرور کنید. گناه الجزایر چه بود که طعمه فرانسه شد؟ انگلیس چرا در هر پنج قاره دنیا  ده‌ها کشور را استعمار یا استثمار کرد؟ هند که کلاش و آرپی‌جی سمت انگلیس نگرفته بود چرا ثروت و فرهنگش غارت شد؟ اساساً آمریکا چرا باید در غرب آسیا و هر نقطه دیگری از زمین پایگاه و سرباز داشته باشد؟ چرا کسی به این چیزها جواب نمی‌دهد و چماقش را فقط روی سر خودی می‌زند؟

    مصدق که با آمریکا کاری نداشت چرا دستی را که به دوستی دراز کرده بود با کودتا علیه او قطع کردند؟
    جهان‌بینی غرب آمیزه‌ای از نظام پول و سرمایه‌، لیبراسیم، توسعه‌طلبی و مادی‌گرایی است. حتی اگر شما با غرب کاری نداشته باشید، غرب سراغ‌تان خواهد آمد. 

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    وبلاگ صابر نجارقابل
    دنبال کنندگان ۳ نفر
    این وبلاگ را دنبال کنید
    آخرین نظرات